یه اتاق سرد
.
یه عالمه درد
منو خدایی ک...
حالمو خوب نکرد...!!!!!!
اگه این زندگی باشه ...
اگه این سهمم از دنیاست ...
من از مردن هراسم نیست ...
یه حسی دارم این روز ها ...
که گاهی با خودم میگم :
شاید مردم حواسم نیس...!
چه سخت است وقتی نه راه پیش داری نه راه پس حتی دیگر نمیتوانی کاری بکنی ...
زندگی اونقدرام آسون نیست ... تا پدرتو در نیاره ول کنت نیست ....
و تنها آرزویم در شب آنست که دیگر صبحی نبینم ...
چه سخت است و چه سخت است ...
هِیـــــی خـــــــــــــــدآ ... فقط ...
خیلی بده حرف باشه کلمه نباشه برای بیان دردت از این زندگی....
حسي براي نوشتن
چشمي براي ديدن
حرفي براي گفتن
ندارم...
کمی احساس مرگ دارم ...
رفتٖم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت...
راهی بـجـز گـریـز برایم نمانده بود...
این عشق آتشین پر از درد بی امید...
در وادی گناه و جنونم کشانـده بود...
بی تو رو شونه هام کوه درده
همه میگن اون دیوونه بر نمیگرده
آخ که وقتی نیست خونمون سرده
دنیای من رو پر از قصه کرده...
"درد آدم ها رو تغییر میده ..."
بهش بگی دوسش داری...
پرو میشه میره !
بهش بگی ازش بدت میاد
نا امید میشه و میره !
محبت کنی
خوشی میزنه زیر دلش و میره !
محبت نکنی
از یکی دیگه محبت میگیره و میره !
خلاصه میره …
خودتو خسته نکن ، میره ... !!!
یه زخم کهنه روی بالم / یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی / چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست / که اسممو یادم بیاره