@ توضیحات @
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
 
باز هم همه تنهایم گذاشته نمیدانم چه کنم به هرکی دل میبستم او مرا به بازی میدهد
 
از همه کس نا امید شدم
 
هیچ کس نیست که بتوانم به او حرف دلم رابزنم هیچکس حرف دلم را نمیشنود
 
هیچکس نیست حتی به او بگویم دوست دارم و او به این حرف من نخندد و مرا سرزنش نکند
 
 
 
دست می دهی ،
دلتنگی ِ زودرس به دلم می پاشی
و بر حاشیه خیابان کوچکتر می شوی ، کمرنگتر ،
نمی بینمت .
چه خوشبختند تمام عابران کوچه بعدی !
و بعد به خودم که می آیم ،
به یک یه یکِ عابران همین کوچه به چشم احترام می نگرم ؛
شاید کسی عاشق آنها باشد
که رشته های حسادتش من ِ این لحظه را نشانه برود!
 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392
] [ 21:10 ] [ ...یه عاشق تنها... ]


درباره وبلاگ

هیچ کس همراهم نیست * تنهای اول * ♥♥♥ ME & GOD ♥♥♥
موضوعات
برچسب‌ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->)
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران